۱۳۹۷ بهمن ۵, جمعه

خامنه ولی فقیه درمانده وعاجز


قدرت مطلقه خامنه‌اي و نهادهاي صوري

شما را به خدانگه کنيد که کدام قدرت دردنيا به اين اندازه به يک نفر مي دهند وتحت نام اسلام کارهاي ضدمردمي شان را توجيه مي کنند 
شما خودتان قضاوت کنيد اين چه ديکتاتوري است که همه کاره است وخلق ومردم وحتي عناصر دست نشانده اش بدون اوکي او نمي توانند کار ي بکنند اين دست پخت انديشه آخوندساخته خميني وافکار ارتجاعي آن است که مردم به وضعيت درآورده وظلم وستم او بي حد است ولطفا بخوانيد وخودتان قضا وت کنيد 

قدرت مطلقه خامنه‌اي و نهادهاي صوري

طبق قانون اساسي موجود و در بازنگري قانون اساسي در سال ??شرط مرجعيت از شرايط ولي‌فقيه حذف و عبارت مطلقه اضافه و اختيارات خامنه‌اي گسترده‌تر شد در اصل ??قانون جديد آمده است: «قواي حاکم در جمهوري اسلامي ايران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه که زير نظر «ولايت مطلقه امر و امامت امت» اداره مي‌گردند». اين تناقضات يک رژيم قرون‌وسطايي است که تلاش مي‌کند با نهادها و ساختارهايي مانند مجلس و پارلمان که هيچ سنخيتي با ماهيتش ندارند، ژست يک حکومت امروزي بگيرد و در نتيجه دچار چنين تناقضاتي مي‌شود و چنين بهم‌ريختگي‌هايي به‌وجود مي‌آيد. امري که با پيشرفت بحران، بي‌ترديد گستره و عمق بيشتري خواهد يافت و کل دستگاه حکومتي را فلج خواهد کرد.

۱۳۹۷ دی ۲۷, پنجشنبه

تاثیر تحریمات بر رژیم ایران چقدر؟


تاثیر تحریمات بر رژیم ایران چقدر؟
تاثیر تحریمات بر رژیم ایران





تاثیر تحریمات بر رژیم ایران چقدر؟
این عنوانی که درشرایط حاضر ذهن ها به خود مشغول داشته است 
رژیم آخوندی حاکم برایران مخصوصا خامنه ای بارها اذعان کرده است که حاضر به مذاکره با آمریکانیست 
این حرفی است که اوزده است اما ازگفته های مقامات حکومتی برمی‌ آید نشانه ها ی دال بر این است این رژیم حاضر به مذاکره با آمریکا می خواهد باشد، نجواهای زیادی به گوش می رسد ولی باید دید این رژیم چقد ر می تواند درمقابل تحریمات آمریکا این رژیم پایداری کند .



۱۳۹۷ دی ۲۵, سه‌شنبه

علت ترس رژیم ووحشت رژیم ازبرگزاری کنفرانس درلهستان چیست؟




وزارت خارجه لهستان




علت ترس رژیم چیست؟
چرا ازبرگزاری کنفرانس درلهستان می ترسد؟
چرا این رژیم اینهمه داد وفغان سرداده است ؟
چرا رژیم کاردار لهستان درایران فراخوانده است؟
چرا این رژیم باید اینهمه دست به دامن این وآن بشود که آخر چرا کنفرانس درلهستان ؟
اگر می خواهید بدانید که چرا رژیم از برگزاری این کنفرانس درلهستان می ترسد پاسخ این است که این رژیم نمی خواهد دست از هژمونی درخاورمیانه برندارد.
نمی خواهد ازکارهای تروریستی اش درمنطقه ست بردارد
نمی خواهد ازدخالت درکشورهای منطقه دست بردارد
اگر دست بردارد مترادف با سرنگونی ونابودی خودش خواهد بود برای حفظ وحیات ننگین اش نیاز به صدور بحران دارد


۱۳۹۷ دی ۲۳, یکشنبه

شکنجه گویای دیگر ازکار سرکوب توسط آخوندها ی حاکم برایران می باشد


 سپیده قلیان،  که همراه با اسماعیل بخشی و شماری از کارگران نیشکر هفت تپه در آبان ماه بازداشت شد و نزدیک به یک ماه زندانی بود، روز چهارشنبه ۱۹ دی در صفحه توئیترش موضوع شکنجه خود و اسماعیل بخشی را شرح داد.

خانم قلیان با اعلام اینکه ماموران اطلاعات‌ روز دوشنبه هفته جاری در دیداری، موضوع شکنجه را ناشی از «توهم او و اسماعیل بخشی» دانسته‌اند،‌ نوشت: «یادآوری ۳۰ روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم می‌تواند چشم‌هایش را خیس کند و تنش را بلرزاند. حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی می‌کرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد».


گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج می‌دهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خنده‌آور و البته دردی مضاعف است./۳
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم می‌تواند چشم‌هایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد./۴



وی افزوده است:‌ «شکنجه آقای بخشی از زمان بازداشت تا انتقال به بازداشتگاه اطلاعات اهواز آن چنان شدید بود که در ۱۰ روز نخست بازداشت تصور می‌کردم که این فعال کارگری مرده است».
این فعال مدنی اظهار داشت: «ده روز نه می‌توانستم غذا بخورم، نه می‌دانستم شب است یا روز؟ فریاد می‌کشیدم، تا اینکه از بی‌قراری‌ها و فریادهایم عاصی شدند و نزدیک اتاق بازجویی‌اش بردند و صدای زخمی‌اش را شنیدم. برادرم اسماعیل زنده بود».
به گفته خانم قلیان، در زمان بازداشت،‌ سایه‌ کابل بالای سرش بود تا اعتراف بنویسد و نوشته است: «ای کاش و صد‌ای کاش شکنجه به همان ضرب‌وشتم خلاصه می‌شد. وارد کردن اتهامات جنسی، در جایی که قطعاً حتی اگر فریاد می‌زدم صدایم به جایی نمی‌رسید، دردناک‌ترین قسمت ماجرا بود».


ده روز نه میتوانستم غذا بخورم، نه میدانستم شب است یا روز؟ فریاد میکشیدم، تا اینکه از بی‌قراری‌ها و فریادهایم عاصی شدند و نزدیک اتاق بازجویی‌اش بردند و صدای زخمی‌اش را شنیدم. برادرم اسماعیل زنده بود./۶
روزهای اول، چه حین دستگیری و چه در بازداشتگاه با ضرب و شتم همراه بود.سایه‌ی کابل بالای سرم بود تا اعتراف بنویسم . به همین دلیل بود که بی‌آنکه حرفی از شکنجه با خانواده‌ام زده باشم متوجه غیرطبیعی بودن وضعیت‌ام شدند. /۷



او همچنین در توئیتی نوشت ماموران اطلاعات گفته بودند که تنها در صورت قبول اتهامات جنسی، آزادش خواهند کرد.
سپیده قلیان در عین حال،‌ به تهدید بازجویش اشاره کرد که گفته بود «اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافات اجباری تو و اسماعیل بخشی را در اخبار بیست‌وسی [تلویزیون] هم پخش خواهیم کرد. و پودرتان خواهیم کرد».


و ای کاش و صد ای کاش شکنجه به همان ضرب و شتم خلاصه می‌شد. وارد کردن اتهامات جنسی، در جایی که قطعاً حتی اگر فریاد می‌زدم صدایم به جایی نمی‌رسید، دردناک‌ترین قسمت ماجرا بود. /۸
روز آخر بازجو می‌گفت اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافات اجباری تو و را را در اخبار بیست و سی هم پخش خواهیم کرد. و پودرتان خواهیم کرد. بله خداوندگاران قدرت اگر من نمیدانستم که شما میتوانید ما را پودر کنید که روی این صندلی نشسته نبودم./۹



این فعال مدنی در یکی دیگر از توئیت‌های خود نوشته است که در زمان بازداشت، شاهد به توصیف او، ضرب‌وشتم وحشیانه اسماعیل بخشی و در روزهای بازجویی، شاهد تحقیر او بوده، به شکلی که چند بار بخشی را مجبور کردند در مقابل دیگران به خودش هتاکی کند.
قلیان ابراز آمادگی کرد که حاضر است در مورد خودش و اسماعیل بخشی، در دادگاهی عادلانه برای این شکنجه‌ها شهادت بدهد.
اخبار مربوط به شکنجه آقای بخشی، نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، به بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی ایران رسیده است و علاوه بر حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، که دستور رسیدگی به این موضوع را داده، صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه نیز هیاتی را مامور بررسی شکنجه وی کرده است.
کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز گفته که محمود علوی، وزیر اطلاعات، را برای توضیح در این زمینه احضار کرده است ولی حشمت فلاحت‌پیشه، رئیس این کمیسیون، اعلام کرده که آقای علوی شکنجه اسماعیل بخشی را تکذیب کرده و به همین دلیل، این موضوع از دستور کار کمیسیون خارج شده است.
فرزانه زیلابی، وکیل اسماعیل بخشی، در واکنش گفته است که سخنان رئیس کمیسیون امنیت‌ملی و سیاست خارجی مجلس، «قبل از صدور حکم، آن هم در مرحله تحقیقات مقدماتی، از کسی که عضو نهاد قانونگذاری کشور است، شگفت‌زده‌اش کرد».
او در عین حال، استناد حشمت‌الله فلاحت‌پیشه به فیلم اعترافات آقای بخشی را مصداق بارز بی‌قانونی در نهاد قانونگذاری دانست و افزود: «مجلس باید تریبون ملت باشد نه نهادهای خاص».
اسماعیل بخشی با تشریح شکنجه‌های دوره بازداشت خود و سپیده قلیان، خواستار پاسخگویی علنی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در یک مناظره تلویزیونی شده است.
به گفته آقای بخشی، ماموران وزارت اطلاعات او و سپیده قلیان را «کتک می‌زدند» و به آنان «انواع و اقسام فحش‌های رکیک جنسی می‌دادند» و مکالمات خانوادگی او نیز «شنود» شده است.

بیشتر بخوانید

۱۳۹۷ دی ۱۹, چهارشنبه

شکنجه وسرکوب مردم ایران توسط رژیم ایران


شکنجه در زندانهای آخوندها ی حاکم ایران یک کار معمولی وعادی می باشد 

ازشما خواهش دارم این کلیپ برایتان می گذارم لطفا نگاه کنید و درد دل این هموطن شکنجه شده را بشنوید که عامل این همه شکنجه وظلم براو امثال او توسط همین آخوندها ی حاکم برایران صور ت می گیرد این یک واقعیت است که بایستی از این منظر نگاه کرد این دژخیمان به هیچ چیزی رحم نمی کنند ونخواهند تنها برای حفظ بقا ی خود دست به این کارهای شنیع وسرکوب گرانه می زند 

زهرا همه را به گریه در آورد:😪 گفته های زهرا شفیعی دهاقانی از هواداران محمد طاهری خطاب به اسماعیل بخشی در چالش من هم شکنجه شده ام به آقای وزیرروحانی این کلیپ را خوب گوش کنید



اسماعیل بخشی: در دوران بازداشت تا سرحد مرگ توسط وزارت 

اطلاعات شکنجه شدم






اسماعیل بخشی، نماینده کارگران نیشکر هفت‌تپه که در جریان تظاهرات و اعتراضهای کارگران نیشکر در ۲۷آبان ۹۷ بازداشت و نزدیک به یک‌ماه در بازداشت بود، با انتشار پستی در حساب اینستاگرام خود شرایط بازداشت خود را تشریح کرده است که در روزهای نخست بازداشت، «بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ» مورد «شکنجه و زیر مشت و لگد» قرار گرفته است.
وی می‌گوید اثرات شکنجه‌ها چنان دامنه‌دار بوده است که پس از آزادی هنوز دچار حمله‌های عصبی می‌شود و ناچار به استفاده از داروهای اعصاب و روان شده است.

در بخشی از نامه‌ اسماعیل بخشی آمده است: شکنجه‌گران که خود را "سرباز گمنام امام زمان" می‌نامیدند، انواع و اقسام فحش‌های رکیک جنسی به وی می‌دادند و کتک می‌زدند.

اسماعیل بخشی در ادامه گزارشش موضوع شنود مکالمات تلفنی با خانواده‌اش توسط وزارت اطلاعات را آورده است. بازجوی او با اشاره به این‌که از مدت‌های قبل تماس‌های تلفنی‌اش شنود می‌شده، گفته است که «ما از همه چیز تو خبر داریم، حتی می‌دانیم همسرت چند بار به‌خاطر مبارزاتت با تو دعوا کرده است».

نماینده کارگران نیشکر هفت‌تپه هم‌اکنون با اتهامات آخوند ساخته از قبیل «اخلال در نظم عمومی» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «مشارکت در تشکیل گروه با هدف برهم زدن امنیت» مواجه است، و در این زمینه برای او پرونده‌یی در شعبه ۱۲بازپرسی دادسرای عمومی رژیم در اهواز تشکیل شده است.

در بخشی از نامه اسماعیل بخشی خطاب به آخوند علوی وزیر اطلاعات بدنام آمده است:
«در ۲۵روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنج‌هایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آنها به داروهای اعصاب و روان پناه آورده ام.
در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ساعت در سلولم از جایم نمی‌توانستم تکان بخورم و آن‌قدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجر آور بود و امروز پس از گذشت تقریباً دو ماه از آن روز سخت در دنده‌های شکسته‌ام، کلیه‌ها، گوش چپم و بیضه هایم احساس درد می‌کنم جالب این‌که شکنجه‌گران خود را سرباز گمنام امام زمان می‌نامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحشهای رکیک جنسی می‌دادند و ایشان راهم کتک می‌زدند اما از شکنجه‌ٔ جسمی بدتر، شکنجه‌های روانی بود، نمی‌دانم چه بر سرم آوردند که مثل موش آب کشیده شده بودم و هنوز دستهایم می‌لرزد، منی که زمین زیر پایم می‌لرزید تحقیر شدم و به شخصیت دیگری بدل شده بودم و هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حمله‌های شدید عصبی روحی و روانی می شوم».

در ادامه نامه اسماعیل بخشی، آمده است:
«برای من و خانواده‌ام بسیار بسیار مهمتر از شکنجه‌های جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانواده‌ام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست، بازجویم می‌گفت ما از همه چیز تو خبر داریم حتی می‌دانیم همسرت چند بار به‌خاطر مبارزاتت با تو دعوا کرده است گفتم از کجا می‌دانید گفت مدت ها تماسهای تو «شنود» می‌شد که باعث عصبانیت شدید من حین بازجویی شد. آیا «شنود» خصوصی‌ترین مکالمات انسانها از نظر اخلاقی، حقوق‌بشری و دین اسلام رواست؟ به چه حقی مکالمات تلفنی خصوصی بنده و همسر عزیزم را دستگاه اطلاعاتی شما باید «شنود» کند؟؟؟».

۱۳۹۷ دی ۱۸, سه‌شنبه

ناهنجارهای جامعه



این روزها شاهد فشارها وناهنجارهای زیادی درجامعه مصیبت زده مان در ایران می باشیم
 اثرات فشار  






مقدمه 
این روزها شاهد فشارها وناهنجارهای زیادی درجامعه مصیبت زده مان در ایران می باشیم ازجمله داستان دختر وپسری که در شبکه های اجتماعی شاهد آن هستیم این ها کارکرد ها عملکرد سیستم حکومتی آخوندها ی حاکم برایران است که مملکت به این وضعیت ناهنجار کشیدند که عامل تباهی وفساد درجامعه شدند توجه شما به این متن زیر جلب می کنم که ازیکی ازسایت های رژیم ازآن نقل کرده است که توجه شما به آن جلب می کنم 

ه گزارش ایرنا، واقعه کوتاه و تکان‌دهنده بود. به مدد شتابی که شبکه‌های اجتماعی در انتقال اطلاعاتِ وقایع ایجاد کرده اند، اکنون نه تنها همه رسانه‌ها، واقعه سیرجان را با جزییات نوشته‌اند، بلکه با مداخله به موقع دستگاه قضا و پلیس فتا، پسر سیرجانی نیز بازداشت شده‌است.

ماجرا مربوط به انتقام‌گیری پسری جوان از دختری نوجوان است. بنابر اخبار منتشر شده چندی پیش دختر نوجوان به پسر و دختر مورد علاقه‌اش فحش می‌دهد و پسر سیرجانی برای انتقام‌ با طرح دوستی دختر را به سیرجان کشانده و با کمک یکی از دوستانش به ضرب و شتم او می‌پردازد. ماجرا تا همین جا به حد کافی عجیب و حیرت آور است، اما حیرت‌آورتر آنکه پسر جوان از ضرب و شتم دختر فیلم‌برداری می‌کند و به صورت زنده در اینستاگرام خود پخش می‌کند. اکنون کاربران اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر و تلگرام فیلم را با زیر نویس «هشدار! حای صحنه‌های دلخراش» دست به دست می‌کنند و ذیل آن به اظهار نظر می‌پردازند.

تردیدی نیست که واقعه رخ داده به جهت خشونت بالا و وقاحت فرد در عیان‌سازی این خشونت تکان‌دهنده است. به خصوص آنکه تعداد قابل توجهی از دنبال‌کنندگان پسر جوان در کامنت‌های خود به تایید و تشویق او پرداخته‌اند. هر چند تعداد آن‌ها در مقایسه با مخالفان و کسانی که ابراز انزجار و تاسف می‌کنند، زیاد نیست اما نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

برخی از کاربران توییتر با اشاره به همین نکات از گسترش خشونت در جامعه ابراز نگرانی کرده‌اند. اما آیا به راستی جامعه خشن‌تر شده‌است یا به مدد شبکه‌های اجتماعی آنچه که پیش از این بوده را عیان‌تر و شفاف‌تر می‌بینیم؟ به آسانی نمی‌توان به این پرسش پاسخ داد بلکه برای یافتن جواب آن نیازمند انجام پژوهش‌های تخصصی هستیم. اما در هر دو حال باید شکرگذار وجود شبکه‌های اجتماعی باشیم که مانند یک زنگ خطر متولیان و تحلیلگران را به واقعیت جامعه هشدار می‌دهد و ما را نسبت به گسترش خشونت در جامعه حساس می‌کند.

اما آیا ضرب و شتم و شکنجه تنها شکل خشونت است؟ «پیر بوردیو» جامعه‌شناس فرانسوی با به کار بردن مفهوم «خشونت پنهان» برای اولین بار این امکان را فراهم کرد تا به خشونت نهفته در کلمات و اظهار نظرها نیز نظری بیافکنیم؛ خشونتی که چون پنهان است و مورد نقد قرار نمی‌گیرد می‌تواند بیش از خشونت فیزیکی زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد.

اگر با این نگرش به واکنش‌های کاربران شبکه‌های مجازی نگاه بکنیم، در کنار همدلی و دلسوزی‌ای که برای دختر جوان به کار رفته‌است، خشونت پنهان و خزنده‌ای را خواهیم دید که با «ساده‌لوح»، «احمق»، «خنگ»، «زودباور» و ... خواندن دختر به سرزنش او می‌پردازند.

در واقع دختر دوبار قربانی می‌شود؛ یک بار از سوی پسری که او را فریب می‌دهد و بار دوم از جانب ما که به او برچسب می‌زنیم و به خاطر فریب خوردن سرزنشش می‌کنیم. دختر نوجوانی که از سر کودکی و در فقدان مراقبت‌های لازم خانوادگی چنین تجربه تلخ و حشتناکی را پشت سر گذاشته است، حالا قبیله‌ای از توییتری‌ها را پیش روی خود دارد که به تحقیر او می‌پردازند و حس گناهکار بودن و حماقت را در او تشدید می‌کنند. این در حالی است که روح دختر زخمی‌است و بیش از پیش نیازمند دریافت حمایت است.

اگر نقدی بر این جامعه وارد است نه صرفاً در گسترش خشونت، بلکه در نوع مواجهه با قربانیان خشونت است. آیا خانواده، مدرسه و جامعه حمایت و مراقبت کافی را در اختیار قربانی خشونت قرار می‌دهد تا بتواند این اتفاق را پشت سر بگذارد و زندگی خود را از سر بگیرد. یا چنان بی‌رحمانه او را به خاطر اشتباهش و فریب خوردنش تحقیر خواهیم کرد که تا سال‌های سال نتواند کمر خمیده‌اش را راست کند. آیا همه ما در 
قربانی کردن دختر دست نداریم؟

نتچه گیری
همانطوری از نوشته این مقال بر می آید عامل تمام این تباهی وفساد وناهنچاری وفرهنگ غلطی بر جامعه ایران رواج پیدا کرده است همین آخوندها حاکم بر ایران هستند که فرهنگ ارتجاعی خودشان برمردم تحمیل می کنند 

مریم رجوی: خوزستان در وضعیت بحرانیست و بیمارستانها مملو از بیمار و اجساد قربانیان است

مریم رجوی : خوزستان در وضعیت بحرانیست و بیمارستانها  مملو از بیمار و اجساد قربانیان است مریم رجوی: به مردم خوزستان تسلیت می‌گویم و...