۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۸, یکشنبه

مریم رجوی: خوزستان در وضعیت بحرانیست و بیمارستانها مملو از بیمار و اجساد قربانیان است



مریم رجوی: خوزستان در وضعیت بحرانیست و بیمارستانها 

مملو از بیمار و اجساد قربانیان است

    مریم رجوی: به مردم خوزستان تسلیت می‌گویم و از جوانان غیرتمند می‌خواهم که به مردم تحت ستم همیاری و کمک برسانند.
    مریم رجوی: خوزستان در وضعیت بحرانیست
    مریم رجوی 
وضعیت در خوزستان بحرانی است و رژیم ناگزیر ۱۶ شهرستان را تعطیل کرده است. بیمارستانها مملو از مبتلایانی است که حال بسیاری از آنها وخیم است. گفته می‌شود در چند روز گذشته بیش از ۱۰۰۰نفر در شهرهای مختلف این استان جان باختند که در دست تحقیق است.
در حالی‌که خوزستان به قربانگاه کرونا تبدیل شده است، روحانی در روضه‌خوانی امروز خود کمترین اشاره‌یی به آن نکرد و وقیحانه گفت از «روز اول که با این ویروس مواجه شدیم با یک خطر دیگری روبه‌رو شدیم و این خطر را از رسانه‌های بیگانه حس و لمس کردم، دیدم آنها می‌خواهند با این بیماری کشور را تعطیل کرده و بهم بریزند».
او ضمن دفاع از بازگشایی مشاغل و عادی‌سازی اوضاع گفت، اماکن مذهبی بعد از ماه رمضان باز خواهند شد و افزود: «مردم را باید برای حداقل چند ماه زندگی با کرونا آماده کنیم».
مریم رجوی با تسلیت به مردم خوزستان، خامنه‌ای و روحانی را مقصران اصلی جانباختن دردناک هموطنانمان در این ابعاد دانست. آنها با سیاست‌های ضدانسانی زرخیزترین استان و منطقه ایران را به روز سیاه نشاندند و باعث اوجگیری مجدد کرونا شدند. اظهارات امروز روحانی که از سردرگمی و ندانم‌کاری و درهم‌ریختگی درون حکومت خبر می‌دهد، بار دیگر نشان داد که سران این رژیم کمترین ارزشی برای جان و سلامت مردم قائل نیستند و تنها به فکر حفط نظام منحوس آخوندی هستند.
از عموم مردم به‌خصوص جوانان غیرتمند می‌خواهم که در خوزستان به کمک و همیاری مردم تحت ستم و اقشار محروم بروند تا از رنج و آلام آنها بکاهند.

۱۳۹۸ دی ۲۳, دوشنبه

مریم رجوی: درود بر دانشجویان و مردم بپا‌خاسته در سراسر ایران


هم‌وطنان؛
تظاهرات امروز و دیروز دانشجویان و مردم در ایران، به‌رغم سرکوب عریان، و شعارهای آنها در نفی رژیم گذشته و فعلی، بیانگر خواسته عموم مردم ایران برای یک ایران آزاد و دموکراتیک است.
عموم مردم و جوانان را به حمایت و همبستگی با دانشجویان بپاخاسته، کانون‌های شورشی و جوانان شورشی فرامی‌خوانم.
شلیک موشک به هواپیمای مسافربری همانند کشتار بیش از ۱۵۰۰تظاهرکننده بیگناه در جریان قیام آبانماه جنایت علیه بشریت است و سران این رژیم، از جمله خامنه‌ای و روحانی و سرکردگان جنایتکار سپاه باید مورد حسابرسی قرار گرفته و مجازات شوند.
زمان آن فرا رسیده که جهان از مبارزه مردم و مقاومت ایران برای سرنگونی رژیم ضدبشری حمایت کند. این تنها راهی است که جهان می‌تواند از شر تروریسم و جنگ‌افروزی و بنیادگرایی دینی در این منطقه از جهان خلاص شود.
درود بر‌ دانشجویان و درود بر مردم بپاخاسته و کانون‌های شورشی و جوانان ‌شورشی در سراسر ایران
سلام بر قیام ایران
سلام بر شهیدان

۱۳۹۸ مرداد ۲, چهارشنبه

دروغ تا چه حد



Image result for ‫دروغگویی رژیم آخوندی‬‎



ازآنجا که ماهیت وذات این رژیم برهمگان مشخص است،وشکی درآن نیست که این رژیم یک رژیم دروغگواست وبارها بارها دراین رابطه مقاومت مردم ایران مطرح کرده است وسالیان آن را روی میز های جهانی برده است اما گوش مماشاتگران جهانی دراین رابطه بسته اند ووقعی به حرف مقاومت ندادند وخط مماشاتگرانه خود راادامه دادند واین چیزی بوده است که رژیم آخوندی از آن سوء استفاده کرده ودراین راستا کار خودش واعمال تروریستی ونفوذ درمنطقه ادامه داده است بطور ی آلان موی دماغ همین کشورهاشده است 
باید این نکته یاد آور شد که رژیم با ترفندها ودروغ ها کارش دراین مدت پیش برده است


۱۳۹۸ تیر ۱۶, یکشنبه

مقاومت ایران به کجا می رود

مقاومت ایران به رهبری مریم رجوی به کجا می رود 
همانطوری که می دانید دربروکسل تظاهراتی برای همبستگی با کانونهای شورشی ومقاومت ایران ازطرف ایرانیان آزاده وهواداران مقاومت صورت گرفته است 
ازطرفی هم تظاهراتی درآمریکا صورت گرفته است که چهره وقدرت مقاومت ایران را به نمایش گذاشته است 
وهم اکنون تظاهراتی که دربرلین درحمایت از مقاومت ایران صورت گرفته است چهره ای جدید ی به خودش گرفته است که همه ناشی شور ونشاط وادامه برای سرنگونی نظام پلید آخوندی است بنابراین باید آخوندها حاکم برایران بر خودشان بلرزند بدانند که سرنگونی آنها از طرف ارتش آزادی ستان ومقاومت وخلق ایران به زودی ازسر خواهد گرفته می شود 

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

بحران درون وبیرون نظام آخوندی


بحران درون وبیرون نظام آخوندی 

معجزه





واقعیت این است که رژیم گذشته از فشارهایی خارجی و تحریم‌ها، با اصلی‌ترین بحران که همانا شرایط انفجاری جامعه است روبه‌روست. بحرانی که خود را در نارضایتی و اعتراضات مستمر اقشار مختلف مردم خود را نشان می‌دهد.
واقعیتی که رسانه‌ها، مهره‌ها و نمایندگان مجلس رژیم جابه‌جا به آن اعتراف می‌کنند و وحشت خود را ابراز میدارند.

علیرضا بهشتی از جمله کسانی است که اذعان کرده شکاف عمیق بین مردم و حاکمیت آخوندی نتیجهٔ عملکرد یا ناکارآمدی آن است. وی می‌گوید: «مردم ایران سال‌هاست که در شرایط سختی زندگی می‌کنند. چنین شرایطی برآمده از یک ناکارآمدی ریشه‌دار است که باعث ترویج فساد شده است. وقتی مردم فساد‌های گسترده را می‌بینند، اعتماد خود را به مسئولان از دست می‌دهند... چنین وضعیتی تا امروز هم ادامه پیدا کرده و بسیار خطرناک است». (سایت عصر ایران ۲۸فروردین ۹۸)

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۰, جمعه

فوتبال در چنگال پاسداران خامنه‌ای و باندهای غارتگر حکومتی


فوتبال در چنگال پاسداران خامنه‌ای و باندهای غارتگر حکومتی


باشگاههای فوتبال


رصه و زمینه‌ای در ایران زمین نیست که رژیم آخوندی چنگالهای سرکوب و غارتش که سپاه جهل و جنایت باشد را در آنها فرو نکرده باشد. یکی از این عرصه‌ها، ورزش فوتبال است
خامنه‌ای به این وسیله هم غارتگری را پیش می‌برد و هم تلاش می‌کند از طریق نهاد سپاه و سایر نهادهای سرکوبگرش تیمهای فوتبال را تحت کنترل بگیرد تا با پیش بردن سیاست‌های سرکوبگرانه‌اش به خیال خود امکان حرکتهای اعتراضی که ورزشگاهها و تماشاگران زمینه مناسبی برای بروز آنهاست را کنترل کند

تیم های فوتبال لیگ برتر

چندی پیش با افشای نقش سپاه ضدمردمی در تیم سایپا نوک کوه یخی به نمایش درآمد که بیانگر دخالت‌های گسترده سپاه پاسداران و عوامل خامنه‌ای در فوتبال ایران است. در زیر بخشی از این وضعیت را مرور می‌کنیم.

تیم سایپا

نام مصطفی مدبر به‌عنوان مدیرعامل این تیم در شبکه‌های اینترنتی منتشر شده است. اما در جریان افشاگری که علی دایی (مربی وقت تیم) طی روزهای اخیر انجام داد مشخص شد که نام اصلی این مزدور «غفور درجزی دولق» همان سردار درجزی است. این پاسدار جنایتکار در چندین عملیات تروریستی برون‌مرزی سپاه مانند ترور محمد حسین نقدی نماینده شورای ملی مقاومت در ایتالیا و قتل عبدالرحمان قاسملو در اتریش مستقیماً دست داشته است.
سؤال این است که این پاسدار تروریستها در مناصب فوتبال کشور چه می‌کنند؟
سپاه پاسداران از طریق بازنشستگان یا بازخرید شدگانش و یا تغییر نام این مدیران چنگال اهریمنی‌اش را در فوتبال ایران فرو کرده است. به نمونه‌های بعدی هم دقت کنید:

تیم تراکتورسازی تبریز و ماشین‌سازی تبریز

تیم تراکتور سازی تبریز تا سال ۱۳۹۷مستقیماً توسط سپاه ضدعاشورای آذربایجان شرقی کنترل می‌شد. در سال ۹۷برای به‌اصطلاح خصوصی سازی، این تیم را به فردی به نام محمدرضا زنوزی مطلق واگذار کردند. بنا‌ به گزارشهایی که در اینترنت قابل دسترسی است وی در سال ۱۳۸۴از سپاه پاسداران بازخرید شده است. او یکی از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد است و صاحب دهها شرکت و هولدینگ بزرگ می‌باشد. جالب توجه این‌که مالک تیم ماشین‌سازی تبریز نیز همین فرد می‌باشد.

تیم پرسپولیس:

دو تیم اصلی لیک برتر ایران مستقیماًً توسط دولت آخوند روحانی کنترل می‌شوند. مدیرعامل کنونی تیم پرسپولیس فردی به نام ایرج عرب است. وی پیش از این سرپرست اداره کل حراست وزارت ورزش و جوانان بوده که وظیفه‌اش سرکوب و جاسوسی است.
هر چند مدتهاست رژیم به نام خصوصی‌سازی قصد سپردن این تیم را دارد اما به‌دلیل حساسیتهای این تیم هنوز نتوانسته است این اقدام را انجام بدهد.

تیم استقلال

تیم استقلال نیز مانند پرسپولیس مستقیماً توسط دولت آخوند روحانی و زیر نظر وزارت ورزش کنترل می‌شود و فردی به نام امیرحسین فتحی از مقامات سابق شهرداری تهران که محل چپاول مقامات رژیم است کنترل می‌شود.

تیم فولاد خوزستان

این تیم متعلق به شرکت فولاد اهواز است. شرکت فولاد اهواز متعلق به بانک ملی ایران می‌باشد.
بانک ملی ایران نیز جزو بانک‌هایی است که پشتیبانی برنامه اتمی رژیم را دنبال می‌کند و توسط کشورهای اروپایی و آمریکا بارها مورد تحریم قرار گرفته است. رژیم آخوندی با واسطه قرار دادن شرکتهای خصوصی در پشت صحنه این تیم را کنترل می‌کند.


۱۳۹۸ اردیبهشت ۷, شنبه

ردپای ترور


به‌مناسبت سالروز توطئه خونین خمینی در مکه

رد پای ترور

بلوای رژیم در مکه
بلوای رژیم در مکه
ــ اگر روزی روزگاری دست دهد که عوامل و دست‌اندر کاران نظام جمهوری اسلامی آخوندها سر قلم و زبان خود را باز کنند تا ماجراهای تروریستی این حاکمیت را بازگو کرده و بنویسند، بی‌شک به این یقین خواهیم رسید که تروریست بودن سپاه پاسداران، تازه برگه‌ای از یک پرونده حجیم و عظیم ترور از جانب حاکمیت ولایت فقیه در ایران و دنیاست.

ــ «طرح به دره افکندن اتوبوس حامل نویسندگان، قتل‌عام کشیش‌های مسیحی و بمب‌گذاری در حرم امام رضا علیه‌السلام، گوشه‌یی از اقدام‌های همکاران و همفکران فلاحیان در وزارت اطلاعات بود که تحت عنوان تحکیم پایه‌های امنیت ملی انجام می‌شد». (روزنامه ابرار، ۵دی ۷۸)

ــ «مافیایی که سعید امامی عضو آن بود، یک تیر و دو نشان بلکه سه نشان زد. آنها مخالفان خود و کشیش‌ها و اهل سنت و روشنفکران دگراندیش یا مسلمان را از سر راه برمی‌داشتند؛ سپس از این قتل مشکوک به‌عنوان ابزاری در جنگ با گروه رجوی و متهم‌سازی و بدنام کردن آن استفاده کرده و جنایت را به گردن سازمان مجاهدین رجوی می‌اندازند». (عمادالدین باقی، پاسدار سابق در کتاب تراژدی دموکراسی در ایران)

ــ «دشمن در سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساک‌های حجاج، با ما عاقلانه برخورد کرد و تا اندازه‌یی اغماض کرد و ما موضوع را رسیدگی نکردیم، بلکه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد». (نامه منتظری به خمینی)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شناسنامهٔ مولودی با مْهر ترور 

اگر روزی روزگاری دست دهد که عوامل و دست‌اندر کاران نظام جمهوری اسلامی آخوندها سر قلم و زبان خود را باز کنند تا ماجراهای تروریستی این حاکمیت را بازگو کنند و بنویسند، به یقین نیازی به ارائهٔ مدارک انبوه از جانب مخالفان و قربانیان این حکومت نخواهد بود.
واقعیتها و ماجراهایی که اینان می‌دانند و گاه در رسانه‌یی و مجله‌ای و سخنرانی‌ای بروز پیدا می‌کند، حکایت از نهادینه بودن تروریسم در جوهر و نهاد و ایدئولوژی حاکمیت ولایت فقیه است. در تمامی موارد هم تلاش شده است که رد پای ایدئولوژی ترور را بپوشانند و برای ایز گم کردن، همه را به مخالفان و مبارزان نسبت دهند و علیه‌شان شیطان‌سازی کنند و بهتانهای محیرالعقول به آنها نسبت دهند.
با لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ضروریست نگاهی به پیشینة‌ ترورهای دولتی و سازمانیافتگی‌شان تحت نظارت خامنه‌ای داشته باشیم. کلیهٴ این نمونه‌ها توسط دست‌اندر کاران نظام آخوندی و رسانه‌های آنها بر اثر تضادهای درونی و فشارهای بین‌المللی و داخلی اذعان شده است.

ایدئولوژی ترور

با باز خوانی این نمونه‌ها شاهدیم که قتل‌عام و کشتار و ترور در ایدئولوژی و بافت و ساختار حکومت ولایت فقیه و دولتهای دست‌نشانده‌اش نهادینه و تعریف شده است و برای اجرایی کردن و تحقق آنها چه بودجه‌ها و هزینه‌ها و تمهیداتی که صرف نشده است.
یکی از این ترورهای دولتی و وزارتی، ماجرای قتل کشیشیان مسیحی در دههٔ ۷۰خورشیدی است.
اصل ماجرا در جریان تضادهای درونی رژیم رو آمد و افشا شد؛ معلوم شد که تمام کار از ربودن و قتل اسقف هوسپیان مهر، کشیش مهدی دیباج و اسقف میکاییلیان تا آوردن سه زن نگون‌بخت به تلویزیون حکومتی، همه و همه زیر نظر وزارت اطلاعات آخوندی طراحی شده و آخوند فلاحیان و سعید امامی پشت همة‌ این ماجراهای شقاوت‌بار و کثیف بوده‌اند. با کمی حوصله و دقت، نمونه‌هایی را از درون و حواشی حکومت و نیز رسانه‌های جهانی مرور می‌کنیم که شاهدان این واقعیت هستند:
روزنامه آریا، ۱۶تیر ۷۸: «مصاحبه با آن سه دختری که هوادار مجاهدین قلمداد شده بودند، زیر نظر وزارت اطلاعات و طبق سناریوی این وزارت‌خانه برگزار شد و سعید امامی صحنه‌گردان این جلسه بود».
روزنامه ابرار، ۵دی ۷۸: «طرح به دره افکندن اتوبوس حامل نویسندگان، قتل‌عام کشیش‌های مسیحی و بمب‌گذاری در حرم امام رضا علیه‌السلام، گوشه‌یی از اقدام‌های همکاران و همفکران فلاحیان در وزارت اطلاعات بود که تحت عنوان تحکیم پایه‌های امنیت ملی انجام می‌شد».

زنجیره‌های سادیستٍ بافته با ترور 

اما جزئیات بیشتری هم هست که با قدری حوصله و کنکاش، می‌توان اختاپوس جنایت توأم با فرافکنی و شیطان‌سازی را که بر تار و پود ساختار نظام آخوندی تنیده، بهتر زیر ذره‌بین نظاره کرد. جزئیات مفصل‌تری را می‌خوانیم:
مهدی خزعلی معاون پیشین نخست‌وزیر، دوشنبه ۲۹شهریور ۱۳۹۵، مصاحبه اینترنتی: «...آقای سرمدی معاون وزارت اطلاعات بود و آقای علی ربیعی. این کمیته تحقیق و تفحص برای روشن شدن وضعیت قتل‌های زنجیره‌یی بود. ایشون تعریف می‌کرد در خانه خودش. می‌گفت بعد از این‌که این دختران رو ـ که در واقع طعمه کرده بودند ـ از اون‌ها خواسته بودند که همکاری کنید؛ ببینید آیا این کشیش‌ها هنوز تبشیر می‌کنند؛ هنوز به مسیحیت دعوت می‌کنند یا نه.
اون‌ها به این عنوان همکاری کردند با وزارت اطلاعات که ببینند آیا کشیشان هنوز تبشیر می‌کنند یا نه. وعده‌یی می‌گذارند که ما علاقه‌مند به کیش مسیحیت هستیم و اون‌ها هم می‌پذیرند و این ملاقات و این ارتباط برقرار می‌شود.
این سه دختر مواجه می‌شوند با تیم عملیات؛ همان عناصر خودسری که می‌گفتند. یک محمل خودسری که به سعید امامی منتسب شد و سعید امامی هم کشته شد و (مسؤل) پنجم اون قتل‌های زنجیره‌یی شد.
می‌بییند که مقابل چشم این‌ها اومدند و اون کشیش رو با چاقو و گلوله کشتند و در فریز قرار دادند. دخترها می‌گویند که ما بنایمان این نبود. بنایمان این بود که شما فقط ببینید آیا این‌ها می‌خواهند تبشیر کنند یا نه. نهایتاً این تبشیر، به‌قتل این دو کشیش انجامید. بعد (به آن سه زن) گفتند اگر می‌خواهید آزادتان کنیم، بیایید مصاحبه کنید و اعتراف کنید. تا این‌جا تمام شد و قرار است بعد از مصاحبه آزاد شوند. بعد از مصاحبه چه شد؟
بعد از این‌که این مصاحبه انجام شد و این‌ها اعتراف‌های وحشتناکی رو انجام دادند، از این‌جا به بعد رو می‌خواهم از زبان همین معاون عزیز وزارت اطلاعات و وزیر فعلی کار جناب آقای علی ربیعی عرض کنم. می‌گه: بعد از این مصاحبه، گفتند این‌ها رو اگر رها کنیم، می‌روند بیرون خلاف این رو می‌گند و آبروی نظام می‌ره. حالا چه کار کنیم؟ می‌گند ما فقط طعمه بودیم برای این‌که بیاییم در این محل و ببینند آیا ما تبشیر مسیحیت می‌کردیم یا نه. گفتند پس حالا اعدامشان کنیم. حالا این‌جاست که آقای علی ربیعی می‌گه که ما ایستادیم و گفتیم که خوب این‌ها که گناهی نکردند؛ فقط آمدند با اطلاعات شما همکاری کردند. عامل شما شدند. در خدمت شما شدند. این‌ها سال‌ها هم همکاری می‌کردند و این مال همان موقع هم نیست. دهه ۶۰تا ۷۳ منابع وزارت بودند. حالا می‌خواهید منبعی که ۱۰سال خدمت به شما کرده، به‌خاطر یک مصاحبه اعدام کنید؟ با کدوم قانونی؟ با کدوم منطقی؟ واقعاً اگر چنین اتفاقی هم می‌افتاد، تمام منابع به‌هم می‌ریختند. تمام پرسنل وزارت هم به‌هم می‌ریختند که حالا که منبعی که همکاری کرده، حالا رفت پای دار.
تصمیم بر این می‌شه که طراحی کنند و اینها فعلاً در سلول انفرادی بمانند. همان شب در خانه خودشان آقای ربیعی می‌گفت این‌ها ماندند تا یائسه شدند. باز این‌جا را قطع کنیم.
من در زندان که بودم، برای چند روز یک هم‌سلولی داشتم.. او فامیل یکی از همین‌ها بود؛ فامیل فرحناز انابی. می‌گفت نمی‌دانی بر این سه دختر چه گذشت. یکی از این‌ها فرزندی داشت. دختری داشت. شوهر داشت. دو تای دیگر مجرد بودند. اون که دختر داشت؛ دخترش بعد از دیدن فیلم اون مصاحبه، دیگر حاضر نبود تلفنی هم با مادر زندانی‌اش صحبت کنه. شوهرش هم اون رو طلاق داد. هنوز که هنوزه دختر نمی‌داند و این‌ها جرأت ندارند به فرزندشان، به خواهرشان، به مادرشان بگویند که این‌ها منبع وزارت بودند.. برای این‌که تهدیدشون کردند...در یک جایی خونه‌هاشون رو گرفتند با هم مستقر هستند. خانه‌هایی تحت نظر. ولی اخیراً فرحناز انابی رو بهش پاسپورت دادند بره سوئد، رفته سوئد. ولی از او گروگان دارند که اگر حرفی بزنی، این‌جا خانواده تو در معرض خطر هستند».

نمونه‌یی دیگر، نوشته‌یی از عمادالدین باقی از پاسداران سابق نظام است. وی در صفحه ۲۰۰کتابی با عنوان «تراژدی دموکراسی در ایران» نوشته است: «مافیایی که سعید امامی عضو آن بود، یک تیر و دو نشان بلکه سه نشان زد. آنها مخالفان خود و کشیش‌ها و اهل سنت و روشنفکران دگراندیش یا مسلمان را از سر راه برمی‌داشتند؛ سپس از این قتل مشکوک به‌عنوان ابزاری در جنگ با گروه رجوی و متهم‌سازی و بدنام کردن آن استفاده کرده و جنایت را به گردن سازمان مجاهدین رجوی می‌اندازند».

طواف ابلیس و فتوای جنایت 

در ۹مرداد سال ۱۳۶۶، حین مراسم حج که خمینی فراخوان به تظاهرات برائت از مشرکین داده بود، حادثه‌یی رخ داد که موجب کشته شدن بسیاری از زائران ایرانی و غیرایرانی گردید.
روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی ـ ۷مرداد ۱۳۶۶
روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی ـ ۷مرداد ۱۳۶۶

خمینی به «زائران بیت‌الله الحرام در خصوص مسائل جهان اسلام و محرومین سراسر گیتی» طی پیامی اعلام کرد: «اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد». (روزنامه جمهوری اسلامی، ۲مرداد ۱۳۶۶)
لازم به یادآوری است که سال ۶۵ قبل از مراسم حج، پلیس عربستان در روز ۱۰مرداد(۲۸اوت ۱۹۸۶) یک محموله بزرگ مواد انفجاری را در چمدان زائران ایرانی کشف کرد. در همین رابطه ۱۰۰تن از عناصر مخفی رژیم ایران که به‌عنوان زائر فرستاده شده بودند، در عربستان دستگیر شدند.
رسانه‌های حکومتی در ۸مرداد ۶۶نوشتند: «به دعوت نماینده امام، راهپیمایی بزرگ برائت از مشرکین فردا در مکه مکرمه برگزار می‌شود». در این راهپیمایی یک اکیپ ۱۷۰نفره از اعضای شبکهٴ‌ تروریسم بین‌المللی حکومت آخوندها هم شرکت داشت. در حین راهپیمایی، افرادی از همین اکیپ ۱۷۰نفره قصد تسخیر حرم و به دست گرفتن بلندگوهای آنجا را می‌کنند. پلیس عربستان هم که طرح را کشف کرده بود، به مقابله با آنها می‌پردازد و شلیک می‌کند. حاصل این درگیری، مرگ ۴۰۲تن و مجروح شدن ۶۵۰تن از حجاج بود که ۲۷۵ ایرانی بینشان بودند.
سایت عصر ایران، ۲۳آبان ۱۳۸۸: «کسانی که در سال ۱۳۶۶ شمسی حج تمتع برگزار نمودند، شاهد قتل‌عام قریب به پانصد نفر از حجاج ایرانی بودند. نویسنده‌ این سطور نیز خود در آن سال از نزدیک شاهد ماجرا بوده است که تاکنون به‌خاطر حفظ منافع ملی کشور و مسائل دیگر، از افشای آن خودداری شده است. بعضی از این مطالب به قرار ذیل می‌باشد: عده‌یی از دانشجویان تندرو که بعداً مشخص شد جناب آقای محسن میردامادی و دوستانش جزو این گروه بودند، برنامه‌هایی طراحی نموده بودند که بعد از راهپیمایی حجاج که در یکی از میادین مکه به سمت حرم بود، داخل حرم شوند و با تصاحب بلندگو مسجد الحرام، شعار مرگ بر آمریکا و مطالب دیگر را قرائت نمایند که پلیس عربستان از این قضیه مطلع می‌شود. آگاهان، شدت عمل پلیس عربستان را در جریان آن راهپیمایی ناشی از این مسأله می‌دانستند...».
نامه منتظری به خمینی، از کتاب خاطرات منتظری، جلد دوم، صفحه ۲۱۵۹: «بسیاری از افراد مورد اطمینان که خود ناظر جریان و در خط مقدم راهپیمایی بوده‌اند، می‌گویند همهٔ گناه گردن سعودی‌ها نیست و ممکن بود راهپیمایی آبرومندانه انجام شود و به این‌جا هم منجر نشود؛ ولی در اثر تندی بچه‌ها و بی‌برنامگی، اجمالا هجوم و حمله از طرف بچه‌های نپخته ما شروع شد و سوژه به دست دشمن داد. دشمن در سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساک‌های حجاج، با ما عاقلانه برخورد کرد و تا اندازه‌یی اغماض کرد و ما موضوع را رسیدگی نکردیم، بلکه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد».

هنوز برگی از پرونده ترور

این رشته‌ها را سر درازیست که اگر روزی روزگاری دست دهد که عوامل و دست‌اندر کاران نظام جمهوری اسلامی آخوندها سر قلم و زبان خود را باز کنند تا ماجراهای تروریستی این حاکمیت را بازگو کرده و بنویسند، بی‌شک به این یقین خواهیم رسید که تروریست بودن سپاه پاسداران، تازه برگه‌ای از یک پرونده حجیم و عظیم ترور از جانب حاکمیت ولایت فقیه در ایران و دنیاست.

مریم رجوی: خوزستان در وضعیت بحرانیست و بیمارستانها مملو از بیمار و اجساد قربانیان است

مریم رجوی : خوزستان در وضعیت بحرانیست و بیمارستانها  مملو از بیمار و اجساد قربانیان است مریم رجوی: به مردم خوزستان تسلیت می‌گویم و...